روز نهم
چون صيد به دام تو به هر لحظه شکارم ... ای طرفه نگارم *** از دوری صياد دگر تاب ندارم... رفتست قرارم **** چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم... تا دام در آغوش نگيرم نگرانم ***** از ناوک مژگان چو دو صد تير پرانی ... بر دل بنشانی ****** چون پرتو خورشيد اگر رو بکشانی ... وای از شب تارم ******* در بند و گرفتار بر آن سلسله مويم از ديده ره کوی تو با اشک بشويم ... با حال نزارم ******** برخيز که داد از من بيچاره ستانی ... بنشين که شرر در دل تنگم بنشانی ********* تا آن لب شيرين به سخن باز گشايی ... خوش جلوه نمايی ********** ای برده امان از دل عشاق کجايی ... تا سجده گذارم *********** گر بوی تو را باد به منزل برساند ... جانم برهاند ************ ور نه ز وجودم اثری هيچ نماند ... جز گرد و غبارم