Posts

Showing posts from January 1, 2006

اعتماد

دیگر به پرده ها اعتمادی نیست* که تا هر رازی بر عبورشان کشیدم با باد گفتند و رقصیدند فتنه ها کردند بر ویرانی دستهای اعتمادم دیگر به آفتاب اعتمادی نیست** که به بوی دوزخ آغشته است و طرح مرگم را هر روز در نهانترین شعله های آتشینش بر خطی از تیرگی به پیش کشی شب میبرد دیگر به چهره ها اعتمادی نیست*** که با لبان آغشته به زهر اشکهای معصوم تنهائیم را قصه ها ساختند برای خوابشان آه که چه نامهای کوچکی**** تردید را در شفافترین پرده های نگاهم به اعتبار دروغ کشت و چه حصار هایی بر حیطه محدود دید مان بیهودگی را پر افتخار برصلیب به سینه ها کشید !!! نه دیگر به پرده ها اعتمادی نیست