Posts

Showing posts from August 21, 2005

نوشته هاي من 3

‹زندگاني› زندگاني و ديگر هيچ زندگاني و سالها عصيان كوچه هاي سياه ناكامي خش خش برگهاي زرد زمان زندگاني و ديگر هيچ زندگاني و عاقبت مردن اتهامي چه ناروا چه پليد اتهام نفس فرو بردن

نوشته های من 2

«رؤیا» ...خالی از هرچه تماشا خواب در چشمم دمید ...خالی از هرگونه شادی خواب میبینم ولی .باز هم این دلقک رؤیای تلخ؛ زهرخندی بر لبانم میزند

نوشته های من

همیشه دوست داشتم شعرها مو بنویسم ونظر دیگران رو هم راجع بهش بدونم. فکر میکنم حالا این فرصت فراهم شده. پس بهتره از دستش ندم «همه ما» همه پيمان شكنيم همه سرمست بلوغ احساس همه مان كودكي خويش به هيچ انگاشتيم همگي زود به پابوسي ايام جواني رفتيم تا كجا همره سيلاب زمانه برويم تا به كي كوچ كنيم از سر فصل ايام خالي ياد من و تو همه پر شد از نام همه پيمان شكنيم همه تنديس بلورين دروغ همه مان سايه ترسيم به ديوار سكوت همه بازيچه دستان سياه هوسيم تا كجا همره سيلاب زمانه برويم تا به كي زنده بمانيم و بخنديم به مرگ خالي دست من و تو همه پر شد از ننگ
Image
Top Of The World, DAMAVAND 

خوشبختی

خوشبختی یعنی : خودت را یپذیری و برای بهتر نشان دادن خودت دیگران را انکار نکنی خوشبختی یعنی : اگر کسی از تو تفاضای کمک کرد , ضعفهایش را آشکار نسازی و تنها به این جمله اکتفا کنی که : از اینکه میتوانم به تو کمک کنم خوشحالم خوشبختی یعنی : قلبت را بگشائی و احساسات مهر آمیزت را بروز دهی تا دوستانت را از دست ندهی خوشبختی یعنی : بدانی که تنها انسانهای با گذشت پوزش میطلبند و برای اشتباهی که مرتکب شده ای عذرخواهی کنی خوشبختی یعنی : احساست را رها سازی و بدانی نبردی در راه نخواهد بود